Wednesday, March 28, 2007

عمو نوروز


آنقدر با عجله و شتاب زده آمد که حسابی غافلگیر شدم. از اول اسفند که جسته گریخته شنیدم فقط تا 28 روز دیگر می آید هم خیلی خوشم نیامد. آخر انگار همین دیروز بود که نوروز 85 را جشن گرفتیم. یعنی چه؟ یعنی اینقدر زود گذشت؟

به خاطر همین تازه کم کم دارم عادت می کنم که آمده. اینجاست و قراراست که تا سال دیگربماند. از 85 هم دیگر خبری نیست. رفت که رفت. چه من بخواهم چه نخواهم.ه

خیلی خوب! پس سال نو مبارک!ه

Saturday, March 03, 2007

یکی زود به ستوه می آید
زود می رنجد
زود می رود
زود بر می گردد!ه
یکی به ستوه نمی آید
نمی رنجد
دیر می رود
بر نمی گردد!ه