Saturday, May 27, 2006

با حافظ

زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست
پیرهن چاک و غزلخوان و صراحی در دست
نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان
نیمشب مست به بالین من آمد بنشست
سر فرا گوش من آورد و به آواز حزین
گفت کای عاشق شوریده من خوابت هست؟
گفتم او را که چنین باده شبگیر دهند
کافر عشق بود گر نشود باده پرست
برو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگیر
که ندادند جز این تحفه به ما روز الست

Saturday, May 20, 2006

سفر به سرزمین نقاشی




حتماً همه شما با هنرمندانی چون ون گوگ، رامبراند و ورمیر آشنایی دارید. البته این آخری کمتر از بقیه معروف است ولی به همت نویسندگان و فیلم سازان معاصر هنرش به مردم معرفی شده. هر سه این بزرگان نقاشانی به نام و صاحب سبک بوده اند. بر حسب اتفاق وشانس و بخت بلند، افتخاری دست داد که از نزدیک به تماشای اصل نقاشی های این بزرگان بپردازم. این خانه هم که در تصویر می بینید خانه ورمیر است که در همسایگی ما می زیسته!! افتخار همسایگی با ورمیر هم افتخار کمی نیست. باور کنید! اگر فرصت شد کتاب دختری با گوشواره مروارید را بخوانید!ه