هزارتوي زمان

انسان موجود عجيبي است. حواس فوق العاده و خاصي دارد. گاه احساس مي كنم در بخشي از زمان گم شده ام. احساس مي كنم در يك مقطع زماني كه واقعاَ نمي دانم گذشته بوده يا حال يا آينده از صحنه وجود كنار رفته ام. مي پرسيد خودم فهميدم چه گفتم؟! باور كنيد اين حس واقعي است.
درست مثل امروز صبح وقتي تازه از خواب بيدار شده بودم. اول از خودم پرسيدم در چه مقطعي از زندگيم هستم. احساس كردم بايد در دوران مدرسه باشم ولي چه روياهايي از آينده ديده بودم و چقدر احساس مطبوعي بود كه هنوز يك كوچولوي واقعي هستم. بعد انگار از اين شوخي بي مزه خنده ام گرفته باشد به ديوار كنار تخت تكيه داده و سعي كردم بفهمم تقريباَ كجا بودم كه زمان را گم كرده ام. شايد هم زمان مرا گم كرده باشد. نمي دانم. شما اگر از اين حرفها بوي فلسفه نمي شنويد اگر زماني اين حس را تجربه كرده ايد و اگر به جوابي رسيده ايد لطفاَ مرا هم مطلع سازيد. با تشكر

1 Comments:
يقينا انسان دنيايي از توانايي هاست و سفر در زمان شايد يكي از همين توانايي ها باشد. اگر جلوه اي از اين توانايي را يافته اي بايد با تمركز و انديشيدن در خصوص آن، قدرتت را تقويت كني. شايد توانستي بر بال خيال زمان را سير كني و شگفتي هاي واقعي را به هديه آوري
Post a Comment
<< Home